تبليغاتX
شعر و نقد

شعر و نقد

شعر ونقد برای نشر اشعار بيژن باران و نقد شعر برای شبکه ی شعر-دوستان فارسی

ماه عامیانه

بیژن باران

 

شب که میشه – یاکریم

برای جفتش میخونه.

توی ِ نسیم، رو پشتِ بوم

عطر اقاقی ویلونه.

 

تو پنجره، شهر تفته

از تک و تا میافته.

چراغا روشنی میدن

کوهها تو تاریکی میرن.

 

ماه شب 14 ، میاد

تو آسمون ولو میشه.

لچک ابر وا میکنه

تل طلا جاری میشه.

 

مواشو مهتاب از پنجره

روی قالی پهن میکنه.

میخکِ سرخ ِروی میز،

تنهای تنها نشسه.

 

صبح که میشه یاکریم

برای جفتش میخونه.

رو شاخه ی اقاقیا

تو نخ پرواز میمونه.

*

تو خیابون صدای صبح

رو پشت بوم صدای صبح

پشت دیوار صدای صبح

داد مردم صدای صبح

062009

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 10:10  توسط بیژن باران 
لینک دایمی مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin