شعر و نقد

شعر ونقد برای نشر اشعار بيژن باران و نقد شعر برای شبکه ی شعر-دوستان فارسی

باران

نقد شعر جمعه، 27 خرداد 1384، ساعت20:2

بيژن باران

۱. پگاه احمدی.  شاعر را هم چون ديگر احاد جامعه ميتوان به مولد و مصرفي تقسيم كرد. مولدان در جهت تكامل جهشي فرهنگ و مصرفي ها به آرايش فرهنگ رايج مي پردازند. در قرن 21م از يك شاعر چه توقعاتي ميتوان داشت؟ مهمترين اين توقعات 5 تا ست با منتجات حاصله.
1- قريحه حاصل وراثت ژني و محيط پرورشي ست (20/80) که رشد ادبي و شجاعت اجتماعي شاعر را نتيجه مي شود.
2- مدارج تحصيلي و آموزش زبانهاي ديگر. منتجه اين آگاهي از گذشته و حال ادبيات شده- نيز ترجمه و نقد را در پی دارد.
3- فعاليت حرفه اي/اجتماعي. اعتماد به نفس شاعر در بيان عيني آثار اوست كه منجر به دفاع از حقوق فردي- صنفي- ملي- جهاني خود در برابر اقشار معاند مي شود.
4- كاربرد فنون رايج. از قرون وسطا كه قلم /کاغذ بود تا قرن 20م با ماشين تحرير/كاغذ و كليد/رايانه آمد؛ تا امروز كه ارتباطات اينترنتي رايج اند.
5- بدایع هنري و تكامل فرهنگ - در نهايت ايجاد مكتب جديد. تجربه هاي متنوع در شعر (محتوا/ شكل) و نقد آثار گذشتگان/ هم عصران براي تبیين نظرات تئوريك (عام) شاعر و احیانا تصحيح ميان- راهی (ميد-كورس باصطلاح فضانوردي ناسا) - تا جاپاي خودرا در تاريخ ادب ايجاد كند. اين تصحيح معمولا از گنده گویی (خواص خواهی) به طيف بازتري در جامعه می کشد.

این توقعات یا معيار ها را با مطالعه ادبيات (فرهنگ و روشنفكران در روال تکوینی) ميتوان استنتاج کرد. در قرون وسطا 3 مكتب عراقي، خراساني، هندي و در دوران معاصر 3 سبك کلاسیک ، نيمايي، سپيد/ پسا-مدرن را در شعر فارسي نام برده شده. در بین 2 انقلاب مشروطه و جمهوری، شعر نوین نخست در معنی نو شد (اعتصامی، عشقی، لاهوتی، دهخدا، یزدی، ایرج، بهار) سپس در شکل. ازميان رفتگان شعر نو، خمسه اول (نيما- شاملو- فروغ- اخوان- سهراب)، خمسه ثاني (رحماني- مشيري- ح مصدق- گلسرخي- كسرايي) و خمسه ثالث (سلطانپور- نادرپور- مختاري- سيرجاني- ابتهاج ). از زندگان خمسه یکم (كدكني- خويي- براهني- آزرم- سيمين) و دوم (اميني- احمدي- سپانلو- آتشي- رويايي) را باید نام برد. برد ادبی / اجتماعی اینها هم بترتیبی است که در بالا ذکر شد. شاعران پس از انقلاب جمهوری بماناد.

معترضه بیآید: اخوان نیما را، فروغ اخوان را نقد کرد. نیما و شاملو مقالات نظری در مورد نقد ادبی در مجلات وزین (موسیقی، خوشه، کتاب هفته، ایرانشهر) منتشر کردند. سهراب از راه نقاشی و تئوری هنر به اصول زیباشناسی دست یافت. حال 5 معیار فوق را در مورد پگاه احمدی و شعر بیات ترک او بکار بریم. در مقدمه اين شعر ما شاهد انطباق 5 معيار فوق بر زندگي شاعر تا ميانسالي او هستیم؛ خلاصه كنيم:
1- در 17 سالگي شعرش در مجله ادبي نشر يافت.
2- كارشناس زبان/ نقاد ادبي- مترجم است.
3- نشر 3 مجموعه شعر- مقاله کلاسيك " شعر زن از آغاز تا امروز"
4- ايجاد پايگاه شعري در اينترنت – که گاهی پنچر است!
5- بدعتهاي او در این شعر.
نتيجه گیری: پگاه شاعری مولد است – متعلق به خمسه ی اول. از اين رو ترسیم منحنی برخوردهاي خوانندگان با پگاه جرسی /لاله ای است: اکثریتی هواخواه علاقه مند و کنجکاو در میان و دو نظر غايي (اسائه ادب / پرخاش و به به چه چه/ تعريف) در 2 طرف این اکثریت. این را می توان در همین 25 داده (نظرات) فوق نیز دید. اما بدايع شاعر در اين شعر(اين را بنده در نقد مفصل تحشيه ايشان بيشتر توضيح مي دهم.)

۲. شيدا محمدی. ترکیبات بدیع کلامی. شعر نو مقوله اي از روبناي جامعه ايراني قرن 20م بوده؛ يكي از مهمترين طليعه داران مدرنيته (تجدد فرهنگ عرفي) مي باشد. مهمترين ويژگي آن طرح ذهن آزاد فردي در جامعه سنتي است؛ اين با تجدد رابطه تنگاتنگ دارد. شاعر نو براي نخستين بار در كانون هستي خود، ذهنش، آزاد ميشود. ديگر نيازي به عرفان، مداحي، صله خواهي، مجيزگويي ندارد. لذا شعر نو را بايد نخست در آزادي ذهن شاعر نو ديد سپس در شكل شعر. اين آزادي ذهن والاترين خصيصه شعر نو است كه شاعر را در رابطه قطري با قدرت قرار مي دهد. يكي از عناصر عمده ذهن شاعر نو وجدان است که ناظر پندار، گفتار، كردار اجتماعي او می باشد. منشا بدایع در شعر نو: 1- منابع غربی- تئوری، شعر، نشریات، سفر، رسانه ها، اینترنت. 2- درونی کردن فرهنگ بومی/محلی – خاطرات کودکی، مناسبات عاطفی، مراوده با بروبچه های بومی، مطالعات/تتبعات/ اقامت در کلان شهر. 3- خلاقیت ذهنی- قدرت تخیل/ مطالعه/ تحلیل/ کنجکاوی/ تبادل. 4- گسترش میدان لغوی/ زبانی. شیدا محمدی در شعر نو، احساس و وجدان را همراه کرده تا ترکیبات کلامی بدیعی خلق کند. تحلیل تکامل شعرش در حوصله این یادداشت نیست.

شیدا شاعرشور و شعور می باشد. شعرش تبیین احساسهای شهری در ترکیبات بدیع کلامی است. او ساحریست که محتوای لحظات فرار را بدام انداخته؛ با زیبایی زنانه آنرا در اختیار علاقه مندان هنر قرار می دهد. با این اعجاز گسترش شعرنو از طریق استحاله ی لحظات گذران به شعری مانا حاصل میشود. او از حساسیت ارثی برای دریافت این لحظات و کنجکاوی/ تخیل سرشار کودکانه کمک می گیرد تا شعری با فضای رویایی غمین(melancholy)، گذشته جویی(nostalgia) ی عشقی ایده آل (romantic) پی افکند. شاعر اهل چوخآن /غلو(overstatement) نیست. او با تقید به سنت رایج زیبایی را در 4 چوب متعارف بیان می کند- حجب زنانه به کنار، این یک تصمیم آگاهانه است. ولی با رعایت عدم چالش اصول رایج با اعجاز از جنجال بدور می ماند. او زیبایی را در همین محدوده بدام میاندازد. او طبعی لطیف، افسرده، بی پرخاش دارد؛ شعرش بطبع هادی این خصایل شخصی ش ست. ولی وجدان انسانی او بدادش می رسد و شعر ش را از ورطه ی محافظه گرایی و خصوصی گرایی (اصحاب پسامدرن و شعر ناب) نجات می دهد. با اینکه حجم کار ادبی ش کم است (یا دسترس ناپذیر برای علاقمندان) گزیده/نغزگویی او مقامی ویژه در شعر نوی کنونی دارد. او تقید اخلاقی رایج و آزادی انسانی مضارع را در ترازویی میزان می گذارد. در او عاطفه، وفاداری به اصول و یاران، انسانیتی محجوب، صمیمیت انسانی، صداقت عاطفی، کنجکاوی، تخیل، اصالت (originality)، جذبه گذشته، تقید اخلاقی، تیز هوشی، وجدانی آگاه، نوجویی، عدم تکبر/تفاخر دیده می شود که در شعر او تصویر می شود. کنجکاوی/ تخیل کودکانه او شعر ش را شاداب می کند. چند نمونه: < هيمه ماه سوخت >، < كوبه مهر > = باد پاییز،< چه شكوه حزيني دارد مهتابي >،< حوصله باران مي نوشم >،< هراس ابريشم > = تارهای سردرگم= دست پاچگی =هراس. نکته: کرم چشم ندارد؛ چه برسد که کبود هم باشد!

شیدا شاعر خاطرات خوش گذشته است که با امپرسیونهای احساسی/ اعتمادی کلامی شده اند. احساس او انزوایی نیست- سیال و اجتماعی است. این ترکیبات بدیع حامل فضایی غمزده، خاطره انگیزو انسانی است. شعرش داری ساختار درونی بوده و سبک روایی (در تقابل با ذهن سیال/ چرخش زاویه دید- رک به نقدهای ح. رسول زاده) می باشد. دیدگاه شاعر محاط بر موضوع بوده با معترضات ذهنی راوی. این دید شعر او را ساده تر می نماید. موضوع این خاطرات روال زندگی شهری، وضع فقیران و اکیپهای دوستانه است. شاعر 3 زبانی، از ذخیره ذهنی هر کدام، برای شعرش مصالح می آورد: از زبان آذری عواطف و حرکت، از فارسی ادبیات و اشراق، از انگلیسی ایده های فنی و نوین. زبان او شاعرانه است- با ترکیبات شاداب و زیبا، بیانی روان و دقیق، عواطفی صمیمی.

شاعر خواننده را به دنیایی سحر آمیز و زیبا هادی می شود. در آن کیفیت هوا، الوان اشیا، لطافتی مه آلود، خیسی، با حرکاتی شاد، خاطرات دسترس ناپذیر بوفور محسوس اند. پیام شاعر اصالت زیبایی در عشق انسانی است. احساس شاعر پیله ایست بر هوشمندی او. کلیت شعرش تصاویر صمیمی، لطیف و حسی را با واسطه تیزهوشی در ساختار درونی زنده ادغام میکند. پس تسلسل تصاویر/ایده ها قارشمیش (random) و زبان بازی مکانیکی نیست که در نهایت قصابی شعر چرخ شده رایانه ای را رقیب گردد. نکته بینی اجتماعی او در لوای حساسیت شاعرانه اش مشهود است.

از تداخل هوش و احساس، ترکیبات کلامی خلاقی به فرهنگ فارسی افزوده شده. از خشگی فلات به باران کبیر بیتوته کردن شاعر را در 2 راهی گزینش قرار می دهد. نوجویی شاعر شامل مشارکت او در ارتباطات اینترنتی نیز هست. او پایگاهی در پرشین بلاگ دارد؛ تردد در سایتهای دیگر و پیغام گذاری می کند. این شبکه ی فرهنگی جهانی شامل 370 هزار کاربر، 56 هزار بلاگ نویس فعال، 2 میلیون نفر بازدید کننده هر ماه دارد. در این دنیای مجازی شاعر اثارش را بدون ممیزی در اختیار دوستداران میگذارد. نظرات انها را در باره آثارش برخط یا ظرف چند روز در یافت میکند. تسریع نشر و تاثیر شعر می تواند کمکی به گزینش سبک و سلوک جاری ش شود. این فنآوری تقابل قول سر موعد را با تنبلی تاریخی برملا میکند. نیروی جوان با این شاخص تجدد فرهنگ نو، زمان را نه با تقویم بلکه با ساعت در ارتباطات اجتماعی خود می آموزد و می گنجاند.

اگر 50 سال اول شعر نو- از 1320 ببعد- فردیت مردانه در مبارزه و استقلال ملی برای تجدد بود شعر 15 سال اخیر فردیت زنانه در مدنیت و خشونت زدایی از فرهنگ فعلی ایران است. این شعرمبشر پیام مدنی نوین در دهکده جهانی قرن 21م است. شاعران زن صدای شعر نوی فارسی امروز را در ادبیات جهانی رساتر می کنند.

۳. سحر شعر. "سحر شعر" تمثیلی است که در آن تطور تدریجی معشوق در جامعه ایرانی توصیف شده است. در قرون وسطا این استعاره را در عرفان/ تصوف بکار برده اند. در میان عوام خواست بشفای عوارض سودازدگی و شیفتگی به طرق مختلف رایج بود ه که در این شعر آمده؛ معشوق کنایه ای معادل شعراست. شکایت شاعر ازپیش بینی ناپذیری الهام شعری است: شاعر وقت میعاد با معشوق را نمی تواند تعیین کند. این معشوق/ الهام است که هر وقت بخواهد سراغ شاعر می آید. شاعر خواستار تعیین وقت الهام بنا بر برنامه روزانه خود است تا هر موقع که خواست شعر بگوید نه هر موقع که الهام هوای شاعر را کند! دغدغه شاعر ضبط تلاشی خاطرات است. "نو اندیشی" من شکار لحظات فرار در کلام است.

مثلث شعر (تخیل کلامی)، تغییر (بهبود اجتماعی)، علم (شناخت طبیعت) درسخن کهن ایرانی آمده. برای تبیین انسان پویا در جامعه محاط بر او، این فرمول با پندار- گفتار- کردار نیک آمده است. شعر زندگی است. زندگی پویا ست؛ تخیل در آن زیربنای شعر و علم برای ارتباطات اجتماعی است. تنها در بیان است که این 2 از هم فاصله می گیرند. شعر بیانی چندپهلو دارد. علم بیان تخصصی بدون ایهام و غیرقابل فهم برای عوام؛ با نشانه های رقومی، ریاضی، جبری، آماری می باشد. وارن، استاد شیمی پرینستون، با اسکن مغز این نتیجه تجربی را ثابت کرد: در خواندن یک شعر کورتکس ماورای پیشانی فعال می شود. این همان بخش ساختار مغز است که برای مسایل مشکل (برنامه ریزی، حل مسایل، آغاز جنبیدن اندام، حافظه) بکار میرود. کلام شعری (ناحیه شنیدن، دیدن، گفتن، تولید، خزانه/ حافظه) در ناحیه زبان، نیمه چپ جلوی مغز، قرار دارد که نیمه راست را کنترل کند. لوکرسیوس و مولانا با اشراق شاعرانه به عدم پیوستگی و ذره بودن کائنات پی بردند قاصر از تبیین چرایی و تجربی آن. "دل هر ذره که بشکافی/ آفتابیش در میان بینی." مولونا با تصویر منظومه گردان یک ستاره با سیارات و اقمار که دل انگیزانه پویا ست تکامل تصویر مانای اتم لوکرسیوس است.
*
"آن لاین پوئت" شجاع ناشناس است. این سنت سخیف خفیه/ تقیه اسائه ادب با شناسه نامعلوم در حال منسوخ شدن است. در روال شجاعت اجتماعی، زنان از مردان پیش ترند (رک به نامه های فروغ). در جامعه ی گذاری ایران ناشناسانی خود را به انحای گوناگون در سایه و تاریکی پنهان کرده ؛ پرخاش، زمخت گویی، مسخره بازی می کنند. نه نام، نه عکس، نه نشانی ایمیل بجا می گذارند. این خاکستری پوشان ابن الوقت، خشونت کلامی را با جملات 9 من یک غاز برای التیام روان آسیب دیده اشان از اختفا شلیک می کنند. کلمات سخریه آمیز را نثار انسانهایی می کنند که با موج تجدد جامعه بنام/ عکس/ زندگینامه / اثر هنری وارد می شوند. قابیل با درک درست از مرحله ای هنر فعلی عکس/ شرح زندگی/ نام هنرمند را درج میکند. این نوآوری بموقع است و ستوده. شاید در روال تکاملی شامل همه کسانی که کامنت میگذارند بشود تا آنها هم نام حقیقی، نه شناسه و ایمیل مجازی، خود را پای حرف خود بگذارند.

"آن لاین پوئت" میتوانست خود را معرفی کرده نظرش را جدی مطرح کند. او باید بخواند تا بداند که روبسپیر، میرابو، لامارتین، هوچی مین، مائو تسه دون، گوارا، مارتی، ژوگاشویلی، مایاکوفسکی، فانون در راس نهضتهای اجتماعی، شاعر هم بودند. لوکرسیوس، عمر خیام، فوریه، لاماناسوف، هشترودی، واینبرگ برنده نوبل فیزیک، هم شاعر بودند. در جهان 1000 ها استاد دانشمند هم هست که در هنر و شعر هم دست دارند. این راوی خثن و خثین 3 دختر معاویه ذوق زده است. بجای مطالعه و مناعت به کلید رایانه کافی نت ضربه انگشت میرساند؛ پول تو جیبی بابا را بر باد می دهد. نق زن سرتق از لای ترک دنیای مجازی بتو می خزد؛ چند خط خشونت، سخریه، لاطائلات (توجه به املای غلط "بدمصب" و ندانستن انقلاب 1906 مشروطیت ایران شود) سرهم بندی میکند؛ در می رود. برای این خارخسک که از لای ترک سرک می کشد باید نوشت که بخاطر درج سحر شعربود که نام بنده معکوس در عدسی زوج تخم چشم جوان رطب خرماییش خلیده، زیر پلک طنازش بتو کشیده شده. وگرنه ظرافت آشنایی با مقالات علمی در وسعش نیست. جوانی را با پول بابا تبدیل به علم یا هنری مفید برای جامعه کردن خیلی بهتر است تا حاشیه نشینی، لیچارگویی، مزه انداختن و تباهی عمر.

پيام‌هاى زير براى يادداشت شما ارسال شده‌اند:

نويسنده: مجتبي.م

دوشنبه، 6 تير 1384، ساعت 15:34

تازه های ادبی را با چند خبر جديد به روز کردم.

E-mail:  mjtb5555@yahoo.com

URL:  tazeha.mihanblog.com

نويسنده: مجتبي.م

دوشنبه، 6 تير 1384، ساعت 15:34

سلام و عرض ادب

E-mail:  mjtb5555@yahoo.com

URL:  www.soushaligha.com/

نويسنده: میثم امانی

شنبه، 28 خرداد 1384، ساعت 14:18

جای امثال شما خالی بود بسيار/مشتاقم نظرتان را درباره غزلهايم بدانم

E-mail:  maisamamani@yahoo.com

URL:  mastaneh1.blogfa.com

نويسنده: شفاعی

شنبه، 28 خرداد 1384، ساعت 9:47

شيوه جالب و منحصر به فردی در نقد داريد...مشتاق شدم باز هم ديدگاهتان را بخوانم...درود

E-mail:  وارد نشده است

URL:  arashshafai.persianblog.com

بگذار هزار گل بشکفد شنبه، 14 خرداد 1384، ساعت19:24

بگذار هزار گل بشکفد

15 بهمن 83

دکتر بیژن باران

 

یادداشت زیر شامل 4 نکته در باره نقد ادبی می باشد. پندار در 2/6/82 پاسخ علی رضا آبیز را به مقاله پگاه  احمدی درج کرد.  تسلسل مقالات این  گونه بود: "جامعه" علی عبدالرضایی چاپ شد؛ احمدی "غلط- خوانی تصوف و طرح نو صوفیسم" را در نقد این کتاب نشر کرد. در رابطه با نقد احمدی، آبیز "معضل نقد نویسی" را چاپ کرد.  احمدی واکنش خود را در شماره 34 کارنامه نوشت که با پاسخی از آبیز در پندار آمد.  نوشته حاضر در باره رئوس عام آن بحث یعنی 4 نکته ی زیرست: نقد، زبان، سبک هنری، حقیقت.

 

نقد ادبی کمک به تعبیر اثر ادبی و تدوین روند کلی شعر در یک دوره مشخص می کند.  در یک نقد ادبی، سلیقه نقاد بکنار، اجزای جهان شمولی وجود دارند که آن را علمی می کنند.  تکامل آن از علم شعر (بوطیقا) و خطابه یونان باستان و زیبایی شناسی اروپایی عصر روشنگری آغاز شد. در قرن بیستم نظریه نقد رایج به مکتبهای ساختاری، پساساختاری، روانشناسانه، زنانه، مارکسیسم، پسا استعماری، فرمالیسم، مخاطب- واکنشی، اصالت وجودی، پدیده شناسی، نوین منقسم شد. توصیف این شیوه های نقد از حوصله این یاد داشت خارج است. یک نقد شامل دوبخش طرح اصول کلی و تجزیه تحلیل مشخص است؛ هدفها و شیوه هایی را مد نظر دارد.  ساختار آن متشکل از رده بندی از زیر و مشخص (با شواهد از یک شعر) به فوق و کلی(با نقل قول اصول عام)، منطق استنتاجی و استقرایی بوده. شواهد از اثر ادبی و قولها از کتب نظری برای اثبات ادعای نقاد ارایه می شوند. در نقد ادبی اصول معلوم قبلی بکار برده شده تا اصول نوین نهفته در یک اثر مشخص استخراج شوند.  این شیوه را اخوان در نقد بدایع نیما بکار برد؛ فروغ در تحلیل "آخر شاهنامه" اخوان. سپس "نوعی از هنر نوعی از اندیشه" در رد "هنر برای هنر و شعر ناب"و "طلا در مس" نقد ادبی علمی را تدوینی جامع بخشیدند. آثار آرین پور، فلاح، رسول زاده جهت نقد را از شخصیت به متن کشاندند.

 

شاعر خلاقیت زبانی (با مصالح تجربی، بومی، تاریخی، جهانی) دارد که بسهم خود آنرا با شرایط زمان خود انطباق دهد. او3 مرحله مبتدی، حرفه ای، ملی را در پیش دارد.  مبتدی مانند کیمیاگر گیجی همه عمرش را به تجربه گری می گذراند، از این شاخه به آن شاخه می پرد.   معمولا عده ای از شاعران مبتدی راهشان را عوض می کنند و فراموش شده یا می کنند. شاعر حرفه ای عمر خود را بجد در شعر و نقد می گذراند. به 3 نوع  تقسیم می شود: 1- اصیل/متعهد به فرهنگ/اجتماع، 2- ممدوح/مامور،  3- عوامفریب/ بازارگرمکن. نوع اول راوی تغییرات جامعه از دید فردی خویش و آگاه از اسلوب ادبی رایج میباشد. شاعر حرفه ای در آفرینش آثار از مکتب و سبک استفاده کند؛ نقاد از شیوه. 3 مقوله- مکتب، سبک، شیوه نقد- در زیر توضیح داده میشوند.  شاعر ملی با استقبال مردم مواجه می شود: صاحب مکتب یا پیش کسوت هم هست. در روالی صادقانه به حافظه ملی و فرهنگ عمومی معراج میکند.  مردم در زندگی خود از ابیات آنها بکار می برند: این را می توان در کارت تبریک، سخنرانی، موقعیتی، نامه ای، سایتی مشاهده نمود.  نمونه: توانا بود هر که دانا بود/ میآزار موری که دانه کش است، فردوسی. خواب در چشم ترم می شکند/ ترا من چشم در راهم، نیما. پرواز را بخاطربسپار پرنده مردنی است، فروغ. عشق صدای فاصله هاست / آب را گل نکنیم، سهراب. هوا بس ناجوانمردانه سرد است، اخوان. زخمهایی در زندگی ست که روح را مثل خوره میخورند، هدایت. هراس من - باری- همه از مردن در سرزمینی ست/که مزد گورکن/ از بهای آزادی آدمی/افزون باشد، شاملو. شاعران طراز اول نقاد هم هستند. ولی بقول بلینسکی روسی، نقاد شاعر رفوزه ست.  

 

درست نویسی مطلق نیست؛ زبان و خط قرار دادی بوده؛ وسیله بیان تفکرندکه خود متاثر از محیط است.  محیط شامل جامعه، تاریخ، حافظه فردی میشود.  نویسش در حیطه ی مشخص (زمان- مکان) کاربرد دارد. درست نویسی آرکییک (عتیق) دری اخوان با مال تهرانی امروزی شاملو تفاوتهایی دارد. جهان در سیر سرمدی بوده؛ پس تفکر در تغییر و لذا زبان در تحول ست. نظام استندارد زبان در ارتباطات رایانه ای حیاتی ست.  چون خطایاب، جست جوگر و امور بین رایانه های گوناگون در پردازش زبان مشروط به وجود این قرارداد هاست. هر فردی بنا به تحصیلات و تجربه خود، طرز نویسش مخصوص خود را دارد – درست مانند مدارات پوستی سر انگشت فرد.   بویژه شاعر که سبک ش یا سلیقه فردی ش زیرعنوان امضای کار هنری اوست.

 

 در قرون وسطا 3 مكتب عراقي، خراساني، هندي؛ در زمان معاصر 3 سبك کلاسیک ، نيمايي، سپيد/ پسا- مدرن در شعر فارسي نام برده شده.  در بین 2 انقلاب مشروطه و جمهوری، شعر نوین نخست در معنی نو شد (اعتصامی، عشقی، لاهوتی، دهخدا، یزدی، ایرج، بهار، عارف، شهریار) سپس در شکل. ازميان رفتگان شعر نو، خمسه اول (نيما، شاملو، فروغ، اخوان، سهراب)، خمسه ثاني (رحماني، مشيري، ح مصدق، گلسرخي، كسرايي) و  خمسه ثالث (ابتهاج، سلطانپور، مختاري، سيرجاني، نادرپور). از زندگان خمسه یکم (كدكني، خويي، براهني، آزرم، سيمين)، دوم (کارو، اميني، ار احمدي، سپانلو، آتشي)، سوم (آزاد، اج عطایی، صفارزاده، شمس، رويايي) را باید نام برد.  خمسه های یک تا سه هنوز در خوانش آثارشان در فرهنگ فارسی اند و به خاطره و ضمیر خوانندگان ذخیره نشده اند.  برد ادبی / اجتماعی اینها هم بترتیبی است که در بالا ذکر شد. یعنی خمسه اول بالاترین است؛ بترتیب بقیه می آیند.  این را در تعداد اعضای شاعران در اورکات می توان دید- شاملو 21 هزار عضو دارد؛ شاعر ناب 21 عضو که شامل برادرزادگان هم میشود.  شاعران پس از انقلاب جمهوری بماناد. نیما و شاملو مقالات نظری در مورد نقد ادبی در مجلات وزین (موسیقی، صدف، اندیشه و هنر، ایران آباد، آرش، خوشه، کتاب هفته، ایرانشهر) منتشر کردند. سهراب از راه نقاشی و تئوری هنر به اصول زیباشناسی دست یافت. اصولا یکی از موتورهای انکشاف زبان، سبک خاص و نو ادیبان است. هیچ شاعری سبک نگارش ش شبیه دیگری نیست.  از نو سرایان، رفتگان خمسه اول و ثانی را می شود نام برد.  نمی توان به شاعری خرده گرفت که "درست نویسی" پیشه کند. این بمثابه تجویز سیانور در مرگ هنری است. درستی را می شود تجزیه کرد به املا، دستور، خط، سبک. هر 4 جزء مطلق نبوده؛ املاء و خط بستگی به ابزار انتقالی در کدینگ حروف دارد. پس وپیشی کلمات در دستوربا نحو شکنی بخاطر اوزان عروضی/ نیمایی یا عمدی و روحیه بشکل سبک  شاعر تبلور می یابند.

 

زبان فارسی لهجه (واژه، نحو، تلفظ) های گوناگون مانند تهرانی، مشهدی، یزدی دارد. خود تهرانی لایه هایی مانند شمرونی، شابدول عظیمی، بازاری، چاله میدانی، حسن آبادی، غیره دارد.  نیز، ویژگی قشری مانند اصالتی/ملیتی، لاتی، فرنگ رفته ای، تخصصی، آخوندی، میرزایی، طبی، مهندسی، نتی دارد. تازه زبان محاوره با کتبی متفاوت است. برخی، دستور و واژه های فارسی را با زبانهای هند و اروپایی قیاس می کنند؛ ولی باید سنت دری را هم در نظر داشت. نمونه: تطبیق و عدم تقارن فاعل جمع مبتدا و فعل خبر؛ ضمیرو حرف اشاره مشخص یا نامشخص. در زبان روایی لحن، لهجه، پس و پیشی واژه ها، علامات همه بارعاطفی و معنایی در خود دارند.  شاعر همه اینها را بکار می برد یا تحت تاثیرشان ست تا اثر خود را متمایزو موثر کند. هر زبان نسخ فراوانی دارد: ادبی، رسمی، حرفه ای، عامیانه، منطقه ای.  هر واژه 2 معنی متمایز در ذهن شاعر دارد: کتابی که در لغتنامه آمده مانند واژه طاق کسری، نمایشگر معماری آجری ضربی ایرانی در برابر سنگی ستون و سقف تیر چوبی رومی. تجربی که در تجربه فردی در حافظه با لایه های عاطفی آغشته است مانند خانه، مامنی با یاد های عواطف گوناگون برای رشد کودکی.  3 نمونه از متغییرهای کل روال زبانی (گفتاری، نوشتاری، انتقالی) در اینجا می آیند:1. در خط و قلم، یونی کد برای رایانه های گوناگون با اینکودینگهای ویندوز، اَسکیی، استاندارد، غیراستاندارد. 2. گریز از ترتیب دستوری برای حفظ اوزان عروضی که دستور جمله بندی را مخدوش می کند. 3. طیف عاطفی هنرمند در زمان آفرینش چون مرگ عزیزی، نفرت، عشق، اختلال فکری راوی.  توجه شود اگر تمام اشعار درست گفته شوند- مطابق سلیقه یک قیم مرکزی مختار؛ چه بی اثری شعری ای در جامعه شیوع یابد! لذا نمی توان غر زد که درست نویسی آنها غلط است!  بویژه در نویسش"روال ذهنی" بسبک کامینگز، جویس، لارنس، فاکنر؛ در سینما جیمز دین، مارلون براندو. دیدگاه نامتعارف/ جویدگی بیانی بخش عمده نوآوری این ادیبان/ هنروران است. در این وضع، بدلایل گوناگون، راوی در التهاب بیانی یا غیر استندارد قرار دارد.  البته می توان نوشت که این شاعر یا شعر را نمی پسندم؛ ولی این که درست نویسی رعایت نشده، درست نیست!  تازه کیست که درست نویسی را تدوین و قضاوت می کند؟ خود نقاد!  نیما از تکفیر درست نویسان هم عصرش می نالید.

 

مهارتهای شعری کدام اند؟ 1- قدرت حل مسئله. 2- تصمیم گیری/ گزینش مصالح شعری. 3- کاربرد نظام متکی به دانش تجربی، علوم، ادبیات، اعتقادات. 4- زبان (تکلم، خوانش/بصری، نویسش، تفیهم) / ذهن (اندیشه، شنوایی، قرائت) / دکلمه. 5- ایجاد شبکه شعر، تماس با خواننده، ناشر، همکار، ممیزی. 6- کاربرد ابزار جدید (ماشین تحریر/ کلید رایانه). 7- شجاعت و در جمع ظاهر شدن. 8- دانستن زبانهای دیگر(عربی، ترکی، غربی، شرقی).  شاعر را هم چون ديگر احاد جامعه ميتوان به مولد و مصرفي تقسيم كرد.  مولدان در جهت تكامل جهشي فرهنگ و مصرفي ها به آرايش فرهنگ رايج مي پردازند.  در قرن 21م از يك شاعر چه توقعاتي ميتوان داشت؟ مهمترين اين توقعات 5 تا ست با منتجات حاصله.

1- قريحه، حاصل وراثت ژني و محيط پرورشي ست (20/80 درصد) که رشد ادبي و شجاعت اجتماعي شاعر را نتيجه مي شود.

2- مدارج تحصيلي و آموزش زبانهاي ديگر. منتجه اين آگاهي از گذشته و حال ادبيات شده- نيز ترجمه و نقد را در پی دارد.

3- فعاليت حرفه اي/اجتماعي. اعتماد به نفس شاعر در بيان عيني آثار اوست كه منجر به دفاع از حقوق فردي، صنفي، ملي، جهاني خود در برابر اقشار معاند مي شود.

4- كاربرد فنون رايج. از قرون وسطا كه قلم /کاغذ بود تا  قرن 20م با ماشين تحرير/كاغذ و كليد/رايانه آمد؛ تا امروز كه ارتباطات اينترنتي رايج اند.

5- بدایع هنري و تكامل فرهنگ - در نهايت ايجاد مكتب جديد. شاعر تجربه هاي متنوع در شعر (محتوا/ شكل) از سر می گذراند. نقد آثار گذشتگان/ هم عصران براي تبیين نظرات تئوريك (عام) شاعر و احیانا تصحيح ميان- راهی (ميد- كورس باصطلاح فضانوردي ناسا) کند تا جاپاي خودرا در تاريخ ادب ايجاد كند. اين تصحيح معمولا از گنده گویی (خواص خواهی) به طيف بازتري در جامعه می کشد.

 

دیگر تجربه گرایی شاعر است که باید در نظر گرفت.  این حق اوست که سلیقه خاص خود را در امور هجا، ترکیب، دستور، سبک، بهنگام بیان اعمال کند. کاربرد زبان در مرحله آموزش با مرحله آفرینش تفاوت دارد.  در زبانهای اروپایی املا، دستور زبان و سبک در این دو مرحله از هم متمایز ند. در فارسی مسئله گزینش نویسنده شدیدترهم است. برخی نوشته های آل احمد با کدام دستور زبان فارسی مطابقت دارند؟ در حالی که از مهمترین آثار معاصر ند. چند نمونه از این گزینشها در خط: واو ناملفوظ (معدوله) را از قلم انداختن، تنوین را با ن نشان دادن، می و به را به فعل نه چسباندن، کسره آخر کلمه را با ی نشان دادن، نویسش ی بجای همزه.  مسایل امروزی در پردازش رایانه ای واژه های مرکب با/بی فاصله، نیم/تمام فاصله جدا یا چسبیده، ترتیب دلخواهانه کلمات، بویژه در شعر بخاطر اوزان عروضی، جای خود دارند. مسئله نظام نویسش در نمایش (تیاتر) حادتر است. مورد فاصله (تمام، نیم، ربع) بین ترکیبات کلامی برای جستجوگرها (پارسیک، گوگول) مسئله ساز است.

 

زبان آلمانی در قرن 20م با پراکندگی و عدم استاندارد روبرو بود. در امریکا چند لهجه مشخص وجود دارند: بوستونی، جنوبی، مرکزی، هیل بیلی، کیجون؛ در فرانسه لهجه شهرستانی (پرووانسال) از پاریسی کاملا متمایز است. عوامل موثر دیگردر زبان مخصوص یک شاعر اینهایند: روال مخصوص ذخیره زبانی و خاطرات اپیزودی در کودکی با محیط شرطی جنبی (انگشت نگاری ارثی)، عاطفه ی لحظه ی آفرینش ادبی، غلیان احساسات در باره موضوع، ابزار کدینگ (مداد، ماشین تحریر، نوع نرم افزار/قلم رایانه ای) روند دام انداختن  ترکیب فرار ذهنی.  او آقا بالاسر و قیم نمی تواند داشته باشد؛ وگرنه پژمرده می شود.  تاریخ داور منصفی ست.  در سیر سرمدی خود، نوآوری و سلیقه ی زبانی شاعر را پذیرا شده یا طرد کند. ترکیبات بدیع هزاران شاعر و مسافر، زبان فارسی رادر میدانهای کاربردی نوین تعالی دهد.  گروه فرهنگستان با وضع کردن واژه های فارسی یک عامل است؛ پذیرش مردم ضریب عمده تر است.  نمونه: هزاران واژه فنی، طبی، دارویی از جمله رایانه، استرس، آسپرین، .. مسافران، ناقل هزاران واژه انیرانی ند.

 

نمونه دیگر: در جنگ دوم امریکا با عراق، فرانسه متحد نظامی نبود.  کنگره امریکا با تصویب تبدیل کلمه فرنچ به فریدم در فرنچ فرایز (سیب زمینی سرخ کرده کبریتی) راه بجایی نبرد.  زیرا مردم آنرا نپذیرفتند.  مادرم خاله پیر بدون سوادی با خال درشتی زیر چشم چپ داشت. ما کودکان فکر می کردیم برای همین او را خاله نامند!  او ترور ناصر الدین شاه را چون ترور کندی بیاد داشت.  میگفت وزیر با مرده در کالسکه، جنب شمس العماره/ عبدالعظیم، بلند بلند حرف می زد تا هرج و مرج نشود.  او 10 ها واژه فرنگی بکار می برد: ارسی، پوتین، اوورت، راپرت، بلوف، مانتو، مرسی، مادام، کرست، آمپول، سورنج، مرکورکروم. همو بشوخی اشکنه را سوپ شنبه لیله می خواند. ولی مخالف دامن تا زانو، رفت وآمد به سازمانهای سیاسی و مجامع مختلط برای دختران بود.  پس مدرنیته در زبان را بآسانی بکار می برد؛ ولی رفتار جدید را مقاوم یا حتی مخالف بود. بعدها می خواستم باو بگویم که در جوامع عریان سرخ پوستی، تجاوز جنسی اتفاق نمی افتاد.  پس حرمت فردی به پوشش تنی ربطی ندارد.  ولی او دیگر با ما نبود.  فارسی کمتر از 20 نام برای گلهای زینتی دارد؛ هزاران گل با اجزای ثانوی در جهان را چگونه میتوان نامید؟ نمونه: سیب مکنتوش، سیکلمن دوارف، ارکیده برزیلی، رز نیلی، نرگس هایبرد، بگونیا، آمارلیس، کلماتیس، کامیلیا، آزالیا، آناناس، لیچی.

 

هر شاعر حرفه ای سبک ویژه خود را دارد.  اجزائ سبک ادبی شامل15 بخش اند که در یک اثر ادبی بکار برده می شوند: ساختار جمله، سرعت بیان، دقت اقتصاد کلامی یا اسراف/ افراط لغوی، گستره لغوی، شگرد کلامی (استعاره، ایهام، نماد)، مکالمه، دیدگاه و کلوزآپ، پرورش موضوع، لحن، آوا/ رنگ، تقطیع (مفصل بندی و ساختار درونی)، زمان بندی، ایما/ اشاره/ نقل قول، آزمون زبانی، شیوه فرا روایتی (نقش، نظر، موضع خود شاعر). توضیح این بخشها از حوصله این یادداشت خارج است.  شاعران در مکتبهای اصلی کلاسی سیسم، رمانتیسم، رئالیسم، مدرنیسم آثار خود را می آفرینند.

 

در مسایل هنری اجتماعی کسی صاحب حقیقت مطلق نیست.  نسبیت را باید در نظر گرفت.  حتی نوآوری انقلابی انیشتن در مورد قانون جاذبه نیوتون با مکانیک کوانتوم شرویدینگر و هایزنبرگ ارتقا یافت. از بیان و اشاعه افکار است که حقیقت ساطع شود.  من همزمان موافق طرح نظرات همه ام: نوآوری با ترکیب لهجه های قومی در شعر عبدالرضایی، غنای احمدی با نقد آثار دیگران و اشعار به روز بومی اصیل خود، نکته سنجی و دل سوزی آبیز. انرژی احمدی ستایش انگیز است." بررسی تحولات شعر زن در ایران" او یک اثر کلاسیک در نت است.  اگرچه این روزها پایگاه و تارنمای خودش پنچر است!  در خاتمه باید افزود که درست گویی بهانه است.  زیرا در آخر دلیل اصلی آفتابی میشود: نان قرض دادن، نوشابه باز کردن، معامله پایاپای.  یعنی اگر احمدی درست هم می نوشت باز آبیز گلایه مبنی برورود ممنوع به محافل دوستی و ادبی شاعر را داشت!  مدرنیته حامل رفتار نوین هم هست.  در کلان شهر 12 میلیونی، جوانان با دسترسی به رسانه های گروهی جهانی نمی خواهند از میان اقوام یار گیری کنند.  پس روند دوستی فرا قومی آنان با اسم خاص فرنگیش طبیعی است؛ چون رادیو و آنتن!  یا اگر نخواستند، پوشاک نوینی چون کت و کراوات تن نکنند.  انصاف نیست که خواست طبیعی 3/ 2 جمیعت را دست انداخت.  تازه این ربطی به احمدی ندارد. خیلی ها چون خاله پیر یک قرن پیش، واژه های فرنگی را بکار می برند؛ ولی رفتار مدرن را دست می اندازند. اله نور روزولت، بانی سازمان ملل، گوید: اذهان سترگ بحث عقاید کنند. اذهان متوسط بحث حوادث کنند.  اذهان محدود به بحث در باره مردم می پردازند.

پيام‌هاى زير براى يادداشت شما ارسال شده‌اند:

نويسنده: changiz

سه شنبه، 7 تير 1384، ساعت 20:25

سلام خسته نبا شيد .هميشه محکم وسرحال با شيد .منتظرتان می مانم .يا حق

E-mail:  وارد نشده است

URL:  changiz-f.persianblog.com

نويسنده: قاصدک

جمعه، 27 خرداد 1384، ساعت 20:39

اين سيد چقدر وقتش مثل منه

E-mail:  وارد نشده است

URL:  badbiiz2005.persianblog.com

نويسنده: سيد

جمعه، 27 خرداد 1384، ساعت 18:32

سلام.... متاسفانه وقت کم هست نميتونم تمام نوشته رو بخونم انشالله بعدا

E-mail:  وارد نشده است

URL:  faghir.persianblog.com

نويسنده: مجتبي

پنجشنبه، 26 خرداد 1384، ساعت 14:52

تازه های ادبی به روز شد.

E-mail:  mjtb5555@yahoo.com

URL:  tazeha.mihanblog.com

نويسنده: مجتبي

دوشنبه، 23 خرداد 1384، ساعت 3:34

سلام و ممنون از بابت لينک تازه ها.موفق باشيد وپايدار

E-mail:  hd12442002@yahoo.com

URL:  www.soushaligha.com/

نويسنده: علي رضا خسروي

شنبه، 21 خرداد 1384، ساعت 17:57

بيژن خان ديدم زيبا بود و دست مريزاد

E-mail:  ali_khsrv@yahoo.com

URL:  wohoman.persianblog.com

نويسنده: پرنده

يكشنبه، 15 خرداد 1384، ساعت 23:50

سلام وبلاگت مطالب خوب و مفيدی داره متشکرم طرفای ما هم بيا

E-mail:  وارد نشده است

URL:  www.bird.blogfa.com/

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 4:1  توسط بیژن باران  |